دانستنی های روان رشد
جنگ و روابط زوجها؛ راز نزدیکتر شدن یا فاصله گرفتن در بحرانها
-
انتشار: ۱۴۰۴/۱۲/۲۳
-
نویسنده: ادمین روان رشد
-
دسته بندی: مشاوره و درمان بزرگسالان
این مقاله توسط ادمین روان رشد از نظر تخصصی بررسی و تایید شده است
در روزهایی که فضای عمومی جامعه با خبرهای نگرانکننده، تنشهای سیاسی یا حتی زمزمههای جنگ پر میشود، اضطراب تنها در سطح اجتماعی باقی نمیماند. این اضطراب به درون خانهها نفوذ میکند؛ به گفتوگوهای شبانه، سکوتهای طولانی و حتی به شیوه نگاه کردن زوجها به یکدیگر.در چنین شرایطی، بسیاری از افراد متوجه تغییری عجیب در روابط عاطفی در بحران میشوند: بعضی زوجها به شکل بیسابقهای به هم نزدیک میشوند، بیشتر همدیگر را در آغوش میگیرند، بیشتر حرف میزنند و نیاز به حضور یکدیگر را عمیقتر احساس میکنند. در مقابل، برخی دیگر فاصله میگیرند؛ سکوت میکنند، زودتر خسته میشوند یا حتی بهانههایی برای دوری میجویند.این واکنشهای متفاوت تصادفی نیستند. از منظر روانشناسی جنگ، تهدیدهای جمعی مانند جنگ، ناامنی یا بحرانهای ملی، سیستمهای عمیق روانی ما را فعال میکنند؛ سیستمهایی که ریشه در کودکی، الگوهای دلبستگی و شیوههای مقابله با استرس دارند. به بیان سادهتر، بحرانها مانند یک ذرهبین عمل میکنند: آنها الگوهای پنهان رابطه را بزرگتر و واضحتر میکنند. اگر رابطهای ظرفیت نزدیکی دارد، بحران میتواند آن را عمیقتر کند. اما اگر تنشهای حلنشدهای در رابطه وجود داشته باشد، همین بحران ممکن است فاصلهها را بیشتر کند.
برای درک بهتر این پدیده، باید به دو مفهوم کلیدی در روانشناسی نگاه کنیم: نظریه دلبستگی و پدیدههایی مانند فرسودگی شفقت و جابهجایی خشم.
نظریه دلبستگی در شرایط اضطراری: چرا برخی پناه میبرند؟
بر اساس نظریه دلبستگی که نخستین بار توسط جان بالبی مطرح شد، انسانها در مواجهه با خطر به طور طبیعی به دنبال «پناهگاه امن» میگردند. این پناهگاه در کودکی والدین هستند و در بزرگسالی اغلب شریک عاطفی. وقتی تهدیدی بیرونی مانند جنگ، بیثباتی اجتماعی یا ناامنی احساس میشود، سیستم دلبستگی در مغز فعال میشود. بدن وارد حالت هشدار میشود و ذهن به دنبال کسی میگردد که احساس امنیت را بازگرداند.در چنین شرایطی، بسیاری از افراد به شریک عاطفی خود نزدیکتر میشوند. آنها بیشتر نیاز به تماس، گفتوگو و حضور فیزیکی پیدا میکنند. این واکنش نه نشانه ضعف، بلکه بخشی از سازوکار طبیعی بقا در انسان است.
در واقع، یکی از مهمترین کارکردهای روابط انسانی در طول تاریخ همین بوده است: تنظیم هیجانی در شرایط تهدید.

سبکهای دلبستگی و واکنش به بحران
با این حال، همه افراد به یک شکل واکنش نشان نمیدهند. سبکهای دلبستگی که در کودکی شکل گرفتهاند، نقش مهمی در نحوه تجربه روابط عاطفی در بحران دارند.
۱. دلبستگی ایمن
افرادی با دلبستگی ایمن معمولاً در بحرانها به شریک خود نزدیکتر میشوند و در عین حال میتوانند حمایت ارائه دهند. آنها میدانند چگونه احساسات خود را بیان کنند و از رابطه به عنوان منبع آرامش استفاده کنند.در چنین روابطی، بحران گاهی حتی میتواند حس «ما در کنار هم هستیم» را تقویت کند.
۲. دلبستگی اضطرابی
افراد با دلبستگی اضطرابی معمولاً در شرایط تهدید به شدت به نزدیکی نیاز پیدا میکنند. آنها ممکن است بیشتر تماس بگیرند، بیشتر سؤال بپرسند یا نیاز به اطمینان مداوم داشته باشند.اگر شریک عاطفی پاسخ مناسبی بدهد، این نزدیکی میتواند تبدیل به منبع تابآوری شود. اما اگر پاسخ سرد باشد، اضطراب آنها تشدید میشود.
۳. دلبستگی اجتنابی
افراد با دلبستگی اجتنابی معمولاً در شرایط استرس شدید برعکس عمل میکنند: به جای نزدیک شدن، فاصله میگیرند.این فاصله گرفتن اغلب به اشتباه به عنوان بیتفاوتی تعبیر میشود، در حالی که در واقع یک مکانیسم دفاعی است. آنها برای کنترل اضطراب خود، هیجانات را سرکوب میکنند و استقلال را ترجیح میدهند.به همین دلیل در بسیاری از زوجها، وقتی بحران بیرونی رخ میدهد، یکی از طرفین به نزدیکی بیشتر نیاز دارد و دیگری به فاصله بیشتر. این همان نقطهای است که سوءتفاهمها شکل میگیرند.

فرسودگی شفقت و جابهجایی خشم: چرا برخی دور میشوند؟
اگر نظریه دلبستگی توضیح میدهد چرا برخی زوجها در بحران به هم نزدیکتر میشوند، پدیدههای دیگری در روانشناسی توضیح میدهند چرا برخی دیگر از هم فاصله میگیرند.
دو مفهوم مهم در این زمینه فرسودگی شفقت و جابهجایی خشم هستند.
فرسودگی شفقت چیست؟
فرسودگی شفقت (Compassion Fatigue) حالتی است که در آن فرد به دلیل قرار گرفتن طولانیمدت در معرض استرس، نگرانی و اخبار منفی، توانایی همدلی خود را به طور موقت از دست میدهد.
در فضای روانشناسی جنگ، این پدیده بسیار رایج است. وقتی ذهن دائماً با خبرهای تهدیدآمیز، نگرانی درباره آینده و فشارهای اقتصادی یا اجتماعی درگیر است، منابع روانی فرد تحلیل میروند.
در چنین حالتی، فرد ممکن است:
- زودتر عصبانی شود
- حوصله گفتوگو نداشته باشد
- از تماس عاطفی اجتناب کند
- بیشتر در خود فرو برود
این رفتارها اغلب از سوی شریک عاطفی به عنوان «سرد شدن» یا «بیتوجهی» تعبیر میشوند، در حالی که در بسیاری موارد نتیجه خستگی روانی است.
جابهجایی خشم: وقتی دشمن واقعی جای دیگری است
پدیده مهم دیگر جابهجایی خشم (Displacement) است.
در شرایط بحران، افراد ممکن است خشم یا ترس زیادی نسبت به عوامل بیرونی داشته باشند—مثلاً وضعیت سیاسی، تهدید جنگ یا ناامنی اقتصادی. اما از آنجا که کنترل این عوامل خارج از توان آنهاست، ذهن به طور ناخودآگاه این احساسات را به نزدیکترین افراد منتقل میکند.
و چه کسی نزدیکتر از شریک عاطفی؟
در نتیجه ممکن است دعواهایی شکل بگیرند که در ظاهر درباره مسائل کوچک هستند—مثلاً دیر جواب دادن به پیام یا یک جمله ساده—اما در واقع ریشه آنها در اضطرابهای بزرگتری است که فرد نمیتواند مستقیماً با آنها مواجه شود.در بسیاری از روابط، این همان نقطهای است که فاصله عاطفی شروع میشود.
راهکارهای عملی برای حفظ صمیمیت در روزهای اضطراب جمعی
خبر خوب این است که بحرانها الزاماً به تضعیف روابط منجر نمیشوند. در بسیاری از موارد، اگر زوجها آگاهانه عمل کنند، همین شرایط میتواند به تقویت تابآوری رابطه منجر شود.
در ادامه چند راهکار عملی برای حفظ صمیمیت در شرایط اضطراب جمعی ارائه میشود.
۱. درباره اضطرابها حرف بزنید، نه فقط درباره خبرها
یکی از اشتباهات رایج این است که زوجها فقط درباره خبرها صحبت میکنند: تحلیل سیاسی، پیشبینی آینده یا بررسی اخبار.
اما آنچه رابطه را تقویت میکند، صحبت درباره احساسات پشت این خبرها است.
به جای گفتن:
«اوضاع خیلی بد شده.»
میتوان گفت:
«این خبرها واقعاً من را نگران کرده و احساس ناامنی میکنم.»
این نوع گفتوگوها فضای همدلی ایجاد میکنند.
۲. مصرف اخبار را مدیریت کنید
قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار تهدیدآمیز یکی از عوامل اصلی فرسودگی شفقت است.
زوجها میتوانند توافق کنند که:
- زمان مشخصی برای بررسی اخبار داشته باشند
- قبل از خواب از دنبال کردن اخبار خودداری کنند
- منابع خبری محدودتری را دنبال کنند
این کار به کاهش استرس و افزایش کیفیت تعاملات کمک میکند.
۳. تماس فیزیکی را دست کم نگیرید
در شرایط استرس، تماس فیزیکی—مانند در آغوش گرفتن یا گرفتن دست—میتواند سطح هورمون اکسیتوسین را افزایش دهد و احساس امنیت ایجاد کند.
این یکی از سادهترین اما مؤثرترین ابزارهای تقویت روابط عاطفی در بحران است.
۴. اختلاف در سبکهای مقابله را بپذیرید
ممکن است یکی از شما نیاز به صحبت بیشتر داشته باشد و دیگری نیاز به سکوت.
این تفاوت الزاماً نشانه مشکل نیست. بلکه نشاندهنده سبکهای متفاوت مقابله با استرس است.
درک این تفاوت میتواند از بسیاری از سوءتفاهمها جلوگیری کند.
۵. «ما در برابر بحران» را جایگزین «من در برابر تو» کنید
یکی از مهمترین عناصر تابآوری در روابط، احساس «همتیمی بودن» است.
به جای تمرکز بر این که «تو چرا اینطور رفتار میکنی»، میتوان به این فکر کرد:
«ما چگونه میتوانیم با هم از این دوره عبور کنیم؟»
این تغییر ساده در زاویه دید، کیفیت رابطه را به شکل چشمگیری تغییر میدهد.

بحرانها رابطه را آشکار میکنند
بحرانهای اجتماعی و تهدیدهای جمعی تنها ساختارهای سیاسی یا اقتصادی را تحت تأثیر قرار نمیدهند؛ آنها به عمیقترین لایههای روان انسان نفوذ میکنند و بر روابط عاطفی در بحران اثر میگذارند.از منظر روانشناسی جنگ، نزدیکتر شدن یا دور شدن زوجها در چنین شرایطی نتیجه فعال شدن الگوهای دلبستگی، خستگی روانی و سازوکارهای دفاعی است.اما در نهایت، چیزی که تعیین میکند یک رابطه از بحران آسیب میبیند یا قویتر میشود، میزان آگاهی، گفتوگو و تابآوری مشترک زوجهاست.گاهی حتی در تاریکترین زمانها، رابطهای که با همدلی و درک متقابل تغذیه میشود، میتواند تبدیل به امنترین پناهگاه انسان شود.
مشاوره آنلاین خانواده؛ قدمی برای آرامتر کردن رابطه
در جلسات مشاوره آنلاین خانواده و زوجدرمانی میتوانید:
- الگوهای ارتباطی خود را بهتر بشناسید
- یاد بگیرید چگونه در شرایط استرس جمعی از یکدیگر حمایت کنید
- تعارضها را بدون آسیب عاطفی مدیریت کنید
- صمیمیت و امنیت روانی رابطه را دوباره تقویت کنید
مزیت مشاوره آنلاین زوج درمانی این است که میتوانید بدون محدودیت مکانی و در فضای امن خانه، با یک متخصص گفتگو کنید.اگر احساس میکنید رابطه شما هم تحت تأثیر بحرانهای بیرونی قرار گرفته، همین امروز برای دریافت مشاوره آنلاین خانواده اقدام کنید و قدمی برای آرامش بیشتر در رابطهتان بردارید.
نظرات و دیدگاه ها

{{ comment.name || comment.user_name || (comment.user && comment.user.name) || 'کاربر' }}
({{ (Number(comment.rate ?? comment.rating ?? 0)).toFixed(1) }} از 5)
{{ comment.comment || comment.body || comment.text || '' }}